خرید بک لینک

یاد 1 از 1 1 1

مرحوم ملا مرتضی بادلان ، از شاعران و مرثیه سرایان اهل حال دزفول بوده است.

ایشان در محله صحرابدر مغربی نزدیک مسجد امام حسین(ع) جنوبی سکونت داشتند.

و برای هیئت سینه زنان محله میرزکیان روبروی درخت کُنار سید ولی خیابان سی متری شریعتی کوچه میرزکیان نوحه می گرفت.

قبل از انقلاب اسلامی از طریق مرحوم ملاعبدالرضا دزفولیان که استاد بنده در نوحه خواندن در مسجد آقاحبیب بود، آشنا شدم.

برای اینکه بتوانم از اشعار ایشان به عنوان نوحه استفاده ببرم به منزل ایشان می رفتم ابتدا یک نوحه را تمرینی برای ایشان خواندم ، موقعی که ملامرتضی تُن صدایم را شنید و شناخت در اواخر ماه صفر سال 1355 هجری شمسی بود که متن این سه نوحه را به من داد و در مسجد آقا حبیب واقع در محله چولیان (محله مسجد) خیابان شریعتی برای هیئت سینه زنی و در محضر ملاعبدالرضا دزفولیان خواندم و مورد تشویق ایشان قرار گرفتم.

**************

نوحه اول

مجتبی سرور دین کشته شد از زهر جفا وای زین مصیبت فریاد زین مصیبت

می زدی خواهر او بر سر خود دست عزا - وای زین مصیبت فریاد زین مصیبت

زهر جفا زد شرری بر دل و جانش

برده از این غم به سما آه و افغانش

آل عبا شد ز غمش دیده گریانش

وای زین مصیبت فریاد زین مصیبت

گشت چه مُخبر ز غمش زینب مضطر

رسید بر نعش حسن با دو چشم تر

می زدی از سوز جگر دست غم بر سر

وای زین مصیبت فریاد زین مصیبت

زینب غم دیده بشد وا اخا گویان

کرد خبردار حسین زین غم سوزان

نزدِ حسن گشته حسین دیده گریان

وای زین مصیبت فریاد زین مصیبت

به دور نعش مجتبی شیونی برپا

به آسمان گشته روان زین عزا غوغا

قیامتی گشته بپا از غم مولا

وای زین مصیبت فریاد زین مصیبت

زینب غم دیده بزد دست غم بر سر

حسن اخا اخا نمود با دو چشم تر

مدینه از غم حسن گشته چون محشر

وای زین مصیبت فریاد زین مصیبت

ای شه مسموم جفا بر عزاداران

بهر تو گردیده همه دیده ی گریان

نشسته ( بادلان ) شده همچو نی نالان

وای زین مصیبت فریاد زین مصیبت

............................................................................................................................................................

نوحه دوم

مسموم گشته مجتبی یا محمد یا محمد از کینه ی قوم دغا یا محمد یا محمد

از سوزش زهر جفا سبطِ پیغبر

افتاده بی تاب و توان بر روی بستر

گردیده حالش منقلب از سوزش زهر

آه از جفای اشقیا یا محمد یا محمد

با جسم مسموم شد حسن اندر سرایش

اندر سرایش ماتمی گشته برایش

زینب گریبان چاک زد اندر عزایش

با ناله های وا اخا یا محمد یا محمد

زینب بیامد اشکِ ماتم روی رخسار

کرده حسین را زین غم عظمی خبردار

گفتش بیا بنگر جفایِ قوم اشرار

مسموم گشته مجتبی یا محمد یا محمد

آمد حسین با گریه در نزد ِ برادر

با حال مضطر دید افتاده به بستر

با عالمی غم جسم او بگرفت در بَر

اشکِ غم اندر دیده ها یا محمد یا محمد

گفتش اخا بگشا به رویم دیدگانت

بنگر زنان و کودکان اندر فغانت

شد قامتم از داغِ مرگت چون کمانت

ای نور هر دو دیده ام یا محمد یا محمد

آل عبا در ماتمش با سوگواری

بنشسته دور نعشِ مسمومش به زاری

هر یک به نوعی کرده اشک از دیده جاری

آه از جفای اشقیا یا محمد یا محمد

یارب به حقِّ حرمت فرزندِ زهرا

بنما شفاعت این عزاداران به عقبی

از این مصیبت ( بادلان ) گردیده شیدا

رفته فغانش تا سما یا محمد یا محمد

............................................................................................................................................................

نوحه سوم

ای سرور هشتم که غریب الغربایی نور دل مایی

خود کعبه و خود قبله اهل فقرایی نور دل مایی

قلبم شده پر خون ز جفاکاری مأمون

سرگشته شدم از غم مرگِ تو چه مجنون

هرگز نرود از جگرم داغِ تو بیرون

ای سرور هشتم که غریب الغربایی نور دل مایی

مسموم چه گردید رضا سرور خوبان

داغش شرری زد به دلِ عالمِ امکان

هر دل ز غمِ مرگ رضا گشت نوا خوان

ای سرور هشتم که غریب الغربایی نور دل مایی

آمد چه تقی بر سرِ او با دل افگار

از داغِ پدر اشک همی ریخت به رُخسار

از دل بکشید بهر پدر آهِ شرر بار

ای سرور هشتم که غریب الغربایی نور دل مایی

یاد آورم از جدّ تو اندر بر ِ عدوان

آورد علی اصغر خود با لب عطشان

دادند به او آب ولی از دمِ پیکان

ای سرور هشتم که غریب الغربایی نور دل مایی

آن دَم که زِ زین گشت نگون آن شهِ بی یار

آورد هجوم بر سرِ او فرقه ی اشرار

زینب زِ غمش اشکِ بَصر ریخت به رُخسار

ای سرور هشتم که غریب الغربایی نور دل مایی

یارب به حق جاهِ رضا شاه خراسان

بنما نظری سوی عزادار زِ احسان

شد مرثیه خوان ( بادلان ) با دیده ی گریان

ای سرور هشتم که غریب الغربایی نور دل مایی

............................................................................................................................................................

التماس دعا

منبع : وبلاگ (چمدان آبی) محمدحسین دُرچین


موضوعات مرتبط: دزفول و مکانهای زیارتی، مناسبتها و متفرقه

برچسب: نویسنده: آرتین جلالی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:41

صفحه بندی